ولی ...
اگه تو مُردی . من فقط یه بار میام مزارت ... میام و اون دسته گل سفید مریم رو که با خون خودم سرخشون کردم, برات هدیه میکنم و عاشقانه کنارت جون میدم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی ...

آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی
چرا تنهایی ؟ : ویژگی عاشق تنهاییست
لذت تنهایی چیست ؟ : فکر به او و خاطرات او
چرا می روی ؟ : برای اینکه او رفت
دلت کجاست ؟ : پیش او
قلبت کجاست ؟ : او برده
پس حتما بی رحم بوده نه ؟ : نه اصلا
چرا ؟ : چون باز هم او را میپرستم!!!و من در حالتی ما بین اشك و حسرت و تردید
و من در اوج پاییزی ترین حالت یك دل میان غصه ای از جنس بغض كوچك یك ابر
نمیدانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم..مرا رود و تو را دریا کشیدند
مرا پائین تو را بـالا کشیدند
برای خواهش چشمان من بود
که اینگونه تو را زیبا کشیدند
/* /*]]>*/
پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست
حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست
شعر زلال جوشش احساس های من
از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست
يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست
خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی
بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست
من در فضای خلوت تو خيمه می زنم
طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست
تا اوج ، راهی ام به تماشای من بيا
با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست
دفتر عشـــق
كه بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم
حـلال
ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم
شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیكه عاشـق
شده
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد
جوری تو
كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه
بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه
خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت
دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو
سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
زدم
غــرور لعنتی
میگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو
بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله
نمیكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم
شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــراغ ره
تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت
ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا
بـه
آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب
میشه
تصمیم تـــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت
نلـــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون
كه
عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو
...............
.........
....
.
8 آهنگ پيانو بسيار زيبا از هومن راد كه به نظر من خيلي عاليه حتي از ريچارد كلايدر من هم قشنگتر زده دانلود كنيد خودتون گوش بديد متوجه ميشيد
8سالگی:
نازنین:قول میدی تا آخر عمر با هم باشیم؟با هم بزرگ بشیم یا هم
بمیریم؟
محمد:آره قول میدم تو هم قول میدی؟
نازنین: آره قول میدم
10سالگی:
محمد:این
شاخه گل رز برای تو گرفتم
نازنین:ممنون خیلی قشنگه از این به بعد قول
بده هر دفعه که اودی برام گل بیاری
محمد:قول میدمتو چی تو هم قول میدی
برام گل بیاری؟
نازنین:آره منم هردفعه که اومدم برات گل نرگس میارم
محمد:قول
میدی ؟
نازنین:آره قول میدم
15 سالگی:
محمد:نازنین
ما داریم اسباب کشی میکنیم داریم میریم اون سمت شهر از این به بعد فقط
روزای زوج میتونم بیام
نازنین:نمیتونی هر روز بیایی؟
محمد: نه برام
سخته این همه راه هر روز بخوام بیام
نازنین:باشه پس قول میدی روزای زوج
حتما بیایی؟
محمد:باشه قول میدم
19سالگی:
محمد
خیلی دوست دارم حرف دلم بهت بگم حرف اصلی دلم
نازنین :چراتاحالا
نگفتی؟ قول بده که قول بده همیشه حرف دلمون بهم بزنیم حرف اصلی دلمون؟
محمد:باشه
قول میدم
نازنین:خب بگو گوش میدم خیلی مشتاقم بشنوم
محمد:ببین
من خیلی دوست دارم میخوام به همه دنیا بگم که تو مال من هستی دوست دارم
راحت رفت آمد داشته باشیم میخوام ازاد باشیم دیگه خسته شدم از بس بخاطر
حانوادت مخفی کاری کردیم
نازنین:محمد چرا نمیری سراصل مطلب؟
محمد:باشه
میگم میخوام بیام خواستگاریت
نازنین:ببین محمد من خیلی دوست دارم اما
میدونی باید درسامون تموم بشه بعد
محمد:باشه صبرمیکنم
22سالگی:
نازنین:سلام
من این سمت خیابون هستم بیا اینور
محمد:باشه وایسا اومدم
نازنین درحالی که داشت به گذر او از
خیابان نگاه میکرد ناگهان دنیا به چشمش تیره شد انگار دنیا روی سرش داشت
خراب میشد
او
بدترین صحنه زدگیش را مشاهده میکرد صحنه ای که تمام امید و دلخوشی هایش به
نا امیدی تبدیل شد صحنه ای که محمد داشت تمام قول هایش را زیر پا می گذاشت
اون صحنه لحظه تصادف محمد بود.
به سرعت به طرفش دوید
پیکر بیجان وغرق در خونش را دربغل گرفت و...
نازنین:چشماتو
باز
کن تو به من قول دادی که تا اخر عمر پیشم بمونی قول دادی که هر دفعه
اومدی پیشم برام گل بیاری یادته؟ بهم قول دادی که روزای زوج بیای منوببینی
نکنه یادت رفته؟بهم قول دادی که همیشه حرفای دلت بهم بگی پس چی شد؟
مگه
نگفتی میخوام بیام خواستگاریت پس چی شد پشیمون شدی؟
یادته گفتی میخوام
به همه دنیا بگم که من مال تو هستم خب بلند شو بلند شو به همه دنیا بگو که
من مال تو هستم فقط حرف بود؟
اما
دیگر دیر بود و او دیگر در این دنیا نبود نبود که بخواد به همه قول هاش
عمل کنه وبه نازنین ثابت کنه که چقدر دوستش داشت
نازنین:باشه
بدقولی کن اما من هنوز سر قول هستم
یادته منم قول دادم تا اخر عر پیشت
باشم بهت قول دادم که با تو بمیرم
باتمام بدفولی های محمد نازنین به قولش عمل کرد
او خودش را جلوی ماشین انداخت تا به قولش عمل کنه تا با اومرده باشد
وتا آخر عمربا او باشد
غصه نخور مسافراونجاهواکه بد نیست اینجا ولی آسمون باریدن هم بلد نیست
غصه نخو رمسافر فدای دل تنگت فدای برق ناز اون چشمای قشنگت
غصه نخورمسافرتلخه هوای دوری من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر بازم میای به زودی ما رو بگو چی کردیم از وقتی که نبودی
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر غصه کارگل هانیست سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیست
غصه نخورمسافرسفر همیشگی نیست همیشه که عزیزم که راهت به این دوری نیست
غصه نخور مسافر تو خود آسمونی در آرزوی روزی که بیای و بمونی
خواب ديدم كه با خدا حرف مي زنم.
خدا به من گفت:"دوست داري با من حرف بزني؟"
گفتم : اگر وقت داشته باشي.
خدا لبخندزد و گفت:"زمان براي من آغاز و پاياني ندارد آنقدر وقت دارم كه قادر به انجام هر كاري هستم.سوالت را از من بپرس."
پرسيدم: چه چيزبشر تو را بيش از همه شگفت زده مي كند؟
خدا براي لحظاتي تامل كرد. سپس پاسخ داد:
اينكه آنها از كودك بودن خود خسته مي شوند و براي بزرگ شدن شتاب مي كنند.سپس دوباره آرزوي كودك بودن را در سر مي پرورانند.
اينكه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول بدست بياورند. سپس پول خود را از دست مي دهند تا سلامتي خود را بازيابند.
اينكه آنها با آشفتگي به آينده خود فكر مي كنند و حال را بدست فراموشي مي سپارند.اينگونه هم زندگي را ازدست مي دهند و هم آينده را.
اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و آنها مي ميرند در حاليكه اصلا زندگي نكرده اند.
خداوند دستانمرا در دستانش فشرد و ما براي مدتي سكوت كرديم.
سپس پرسيدم:
خداوند چه تعاليمي براي بندگانش دارد؟
خداوند با لبخند پاسخ داد:
اينكه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه دوستشان بدارد.آنچه آنان مي توانند انجام دهند اين استكه خودشان عشق بورزند.
اينكه با ارزشترين چيز در زندگيشان اين نيست كه چه چيزي دارند بلكه اين است كه چه كساني را دارند.
اينكه مقايسهكردن خودشان با ديگران كار درستي نيست.همه انسانها بر اساس استعدادهاي خود مورد قضاوت قرار گرفته و هرگز با يكديگر مقايسه نمي شوند.
اينكه ثروتمندترين انسان به كسي مي گويند كه احتياجش از همه كمتر است و نه كسي كه از همه بيشتر دارد.
اينكه بر جاي گذاشتن زخمهاي عميق بر پيكر كساني كه دوستشان دارند زمان زيادي نمي برد.اما التيام يافتن اين زخمها سالهاي سال به درازا مي انجامد.
اينكه آنقدر بخشيدن را تمرين كنند تا بخشش را فرا گيرند.
اينكه كساني هستند كه آنها را از صميم قلب دوست دارند اما به سادگي نمي توانند علاقه خود را ابراز نمايند.
اينكه با پول مي توان هر چيزي را خريد جز خوشبختي را.
اينكه دو نفر مي توانند در چيزي يكسان نظر بياندازنداما آن چي هم بايد خودشان را ببخشند.ز را هرگز يكسان نبينند.
اينكه دوست واقعي كسي است كه هر چيزي را در مورد آنها بداند وهمواره دوستشان بدارد.
اينكه هميشه كافي نيست ديگران آنها را ببخشند خودشان
براي مدتي نشستم و از ملاقات با خدا غرق در شادي شدم.
اينكه خدا فرصتي را در اختيارم گذاشت تشكر كردم.
او گفت:" من هميشه اينجا هستم. شما از من دعوت كنيد. من به شما پاسخ خواهم داد.
باور کنید! حال و هوایم مساعد است
این شایعات، شیوه بعضی جراید است
یک صبح، تیتر می شوم:
این شخص ...



کدام آلبوم محسن چاوشی را بهتر می پسندید؟
|
نــفــریــن |
|
|
|
|
||
|
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
یـه شـاخـه نـیـلـوفـر |
|

احساس خوبيه وقتي يه نفر دلتنگت ميشه
احساس بهتريه وقتي يه نفر عاشقت ميشه
اما بهترين احساس اينه كه بدوني يه نفر هيچوقت فراموشت نميكنه
درآمد واقعی و تضمینی
با هر کلیک می توانید 1 دلار دریافت کنید
زود عظو شو تا تموم نشده
وقتي دلتنگ شدي
به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره.
وقتي نااميد شدي
به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي.
وقتي پر از سکوت شدي
به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه.
وقتي دلت خواست از غصه بشکنه
به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته.
!! نکنه دلت بشکنه و کلبه اون خراب بشه !!
وقتي چشمات تهي از تصويرم شد
به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه.
وقتي به انگشتات نگاه کردي
به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفت لاي انگشتاش گم ميشه.

ای کسانی که مامور دفن من هستید:
مرا در تابوت سیاهی بگذارید
تا همه بدانند سیاه بخت بوده ام.
دستان مرا باز بگذارید
تا همگان بدانند دست خالی از دنیا رفته ام.
موهایم را اشفته بگذارید
تا همگان بدانند که دست نوازشی بر سرم کشیده نشده است.
چشمانم را باز بگذارید
تا همگان بدانند که چشم انتظار از دنیا رفته ام.
دهانم را باز بگذارید
تا همه بدانند که بزرگ ترین فریادم سکوت بوده است.
بر سنگ مزارم بنویسید:
آشفته دلی بود در این خلوت خاموش
او زاده ی غم بود و ز غم گشته فراموش.

فرشتهی من
توی زندگی خیلی چیزا مهمه ...
ولی همیشه یه چیزایی هست که از همه چیز مهمتره ...
بعضی وقتها آدم هایی هستند همچون فرشته که از همه چیز و همه کس مهمترند ...
و تو ... تو که از همه دوستتر میدارمت
"فرشتهی من"
این را به خاطر بسپار:
یه نفر ... یه جایی تمام رویاهاش لبخند توست
و زمانی که به تو فکر میکنه، احساس میکنه زندگی با ارزشه
پس هرگاه احساس تنهایی کردی به یاد بیاور که:
"یه نفر یه جایی گوشهی این دنیای فانی همهاش به فکر توست
و غیر از بدست آوردن دل تو هدف دیگری نداره"
شا يد كسي كه با او خنديدم را فراموش كنم،
اما كسي كه با او گريه كردم را هرگز از ياد نخواهم برد.
نگه داشتن عشق مثل نگه داشتن آب تو دسته
فکر ميکني تو دستته اما وقتي دستتو باز ميکني ميبيني هيچي ازش نمونده
جز خيسي خاطراتش

بدون براش مهمی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داشتی میرفتی برمیگرده و با عجله میاد سمت تو
بدون براش عزیزی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه
بدون واسش قشنگی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی برمی گرده میاد باهات اشک می ریزه
بدون دوست داره
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی با ناراحتی ترکت میکنه
بدون عاشقته
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری اونو ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه
بدون دیوونته

چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني
اما
اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

میخواهی اونو از رؤیاهات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی
و حالا اون دقایق اومدن
دلتنگ تو شدم
اومدم با بزرگترین عشق در کوتاهترین جملهی ممکن
به روی لطیف ترین گل سرخ برای تو، بهترین و عزیزترین گل زیبایم
بنویسم:
دوستت دارم بیشتر از دیروز و کمتر از فردا
و کاش این فرداها تا بی نهایت آمال آدمها امتداد می یافت

ميخوام باهات دوست بشم، آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام.
بهش لبخند زدم و گفتم:
آره ميدونم، فکر خوبيه، منم خيلي تنهام.
يه روز ديگه بهم گفت:
ميخوام تا ابد باهات بمونم، آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام.
بهش لبخند زدم و گفتم:
آره ميدونم، فکر خوبيه، منم خيلي تنهام.
يه روز ديگه بهم گفت:
ميخوام برم يه جاي دور که هيچ مزاحمي نباشه،
وقتي همه چيز حل شد تو هم بيا اونجا،
آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام.
بهش لبخند زدم و گفتم:
آره ميدونم، فکر خوبيه، منم خيلي تنهام.
يه روز تو نامه برام نوشت:
من اينجا يه دوست پيدا کردم، آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام.
براش يه لبخند کشيدم و زيرش نوشتم:
آره ميدونم، فکر خوبيه، منم خيلي تنهام.
يه روز ديگه تو نامه برام نوشت:
من قراره با اين دوستم تا ابد زندگي کنم،
آخه ميدوني من اينجا خيلي تنهام.
براش يه لبخند کشيدم و زيرش نوشتم:
آره ميدونم، فکر خوبيه، منم خيلي تنهام.
حالا ديگه اون تنها نيست و از اين بابت خوشحالم
و چيزي که بيشتر از اون خوشحالم ميکنه اينه که
هنوز نميدونه که من خيلي خيلي تنهام.
دلم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
اون که خوابیدست اينجا، بودنش را هیچ کس باور نداشت
اگــر روزی دلت لبریز غــم بـود
گــذارت بـر مزار کهنـه ام بـود
بگو این بی نصیب خفته برخاک
یه روزی عاشق دیوانه ام بود


در شهر عشق قدم می زدم گذرم افتاد به قبرستان عاشقان خیلی تعجب کردم
تا چشم کارمی کرد قبر بود
پیش خودم گفتم یعنی این همه قلب شکسته وجودداره؟
یکدفعه متوجه قلبی شدم که تازه خاک شده بود
جلو رفتم برگهای روی قبر را کنار زدم که براش دعا کنم
وای چی می دیدم باورم نمیشه اون قلب،
قلبِ همون کسیه که چند سال پیش دل منو شکسته بود
چقدر سخته تو چشماي کسي که قلبتو بهش دادي و به جاش يه زخم هميشگي به دلت داده، زل بزني و به جاي اينکه لبريز از نفرت بشي حس کني هنوزم ديوونشي و دوستش داري
چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده !!!
چقدر سخته که تو خيالاتت ساعت ها باهاش حرف بزني ولي وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي !!!
چقدر سخته که وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه تو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه !!!

به اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم!
شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد
اما یه چیزیو میدونی؟
گنجشک ها زمانی که گریه میکنن میمیرن.

روي در قلبم نوشتم ورود ممنوع،
عشق آمد و گفت من بي سوادم.

یه حرفایی هست، که میشه زخم و هميشه به دل آدم می مونه ...
زخمی که دلت نمی خواد کسی ببیندش
چه برسه به این که بخوای دردشو تقسیم کنی!!!
بالاخره آدم باید یه چیزی داشته باشه که مال خودش باشه (فقط مال خودش).

هيچوقت دنبال كسي نگرد كه با اون زندگي كني!!!
هميشه دنبال كسي بگرد كه نتوني بدون اون زندگي كني!!!

وفاداری رو از گل بیاموز
چون به هر شاخه که می چسبد در آغوش همان شاخه می میرد

عشق قصه ای نیست که با یکی بود یکی نبود آغاز بشه
عشق کلاغی بود که هرگز به خونه اش نرسید ...

چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن ...
